بوی پیراهن یوسف...
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 1:22
مسافر بی مزارِ اقلیمِ آه و سکوتم عاشق ترین ملکه آب و آینه آرامگاهم آسمانِ تاریک و خاموش در زمینی خالی از چشمه های امید در فصل هجران و فراق با زانوانی خسته و خمیده به دعای باران نشسته م تا در بیکران اندوه ِ به جا مانده به یادِ گیسوانِ خیسِ تقدیر در بی حواسیِ خاطره های مغموم آنقدر بگریم ... ک بادهای ل...
این منم ....
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 1:22
ساده میگویم.... تفالم وحشت و گریه بود و جامه ت تن پوش سوزِ دل . آه ای عشاقِ در به در این منم ... زنی در آستانه سقوط از پرتگاهِ زندگانی تکیه زده بر دیواری شکسته اشکی چکیده بر شانه پنجره های بی روزنه خسته و پریشان و ناامید دور از چشمانِ غفلت زده شب نغمه راز سر میدهم دلخوش به وعده های دروغین
کجاست....
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 1:22
آه... ای روحِ بی سرزمینِ من آغوشت وطنم بود باید ببارم ... بر سطورِ تنهایی خویش کجاست سایه سارِ امنِ اشتیاق بر دروازه های رنگین کمان؟ کجاست ناجی رویاهای به سوگ نشسته اشعارِ سپید بر برفهای سردِ انتظار ؟ کجاست دلداده جنون عشق ک با گرمای نگاهش جوانه های امید را بر شاخسار زندگی به رنگِ عشق ترسیم کند ؟ کج...
دلگیرم....
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 1:22
نشانه ها مرا به تو میرسانند بغضی ک در صدایم نشسته اندوهی ک دلم را میسوزاند تاریکی ک تا انتهای دنیا تاریکی ست یقینی ک در پیِ اعتماد مردد ماند هزاران جوانه آرزو ک در دامانِ حسرتِ " چ کنم ها " در گلدان رابطه خشکید بستری ک گرمیِ آغوشِ خسته ت را به خواب هم ندید عشقی ک مدام آوازِ احتیاط سر میداد و من.... ...
شِکوه و شکایت...
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 1:22
باد از پنجرهِ شب عبور میکند و همپای دل .... چشم را به بیراهه خاطرات میبرد و میچرخاند و بازمیگرداند یلدای شبهای اندوه هم پایانی ندارد آنچنان ک حیاتِ سکوت خوابهایم را ربوده دیر زمانی ست ک دلم از پسِ دلتنگی های بی شمار نغمه سازِ گله هاست به گمانم اقیانوس... سهم شاه ماهی قصه عشق نیست
پیشانیِ به غم نشسته...
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 1:22
از تخیلِ آشتی و علاقه به آفتاب و ماه قصه ها سرودم . از لحظاتِ آشفتگی بر پیشانیِ غم سجده سوزانِ عشق از عطرِ یاد و خیالِ " تو " در نمازهای شکسته م . دیروز از انتهایِ فصلِ هجرت نوشتم و اما امروز.... خاطراتی را مرور میکنم ک تکرارش سهمِ دلِ تنگم نشد