خرید بک لینک

ساده میگویم....

تفالم وحشت و گریه بود

و جامه ت تن پوش سوزِ دل .

آه ای عشاقِ در به در

این منم ...

زنی در آستانه سقوط

از پرتگاهِ زندگانی

تکیه زده بر دیواری شکسته

اشکی چکیده بر شانه پنجره های بی روزنه

خسته و پریشان و ناامید

دور از چشمانِ غفلت زده شب

نغمه راز سر میدهم

دلخوش به وعده های دروغین

در هجوم ثانیه های بی بازگشت

تو نیستی و....

بازوان مرگ به آغوشم کشید

و با رویاهایم دیده بوسی کرد


برچسب: نویسنده: نرگس طاهری تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 1:22

صفحه بندی