حوصلهِ صبر به گردِ شمع جان
پروانه وار سوخت
تا آن تماشاگرِ صبور
با دستهای مهربانش
از گوشه دلگیرِ و تاریک ذهن
به سمتِ نور
اسرارِ خفته در پیراهنِ آسوده گی را هویدا کند
پرده ها از پنجره حیرت و عزلتِ اندوه کنار رفت
و من لبخند زنان ...
خاطرات را به تقدیر.... گره کور زدم !
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری