آنقدر در شعرهایم غرق شده م
ک به گمانم امواج کلامم
مرا به سمتِ اقیانوسِ آن تماشاگرِ صبور خواهد برد
به جان خودت قسم...
قلمم لکنت میزند
بیا و شاعری کن
باید زیر چترِ مهربانیت پر شوم از عطرِ شقایق های مست
رویای خیسِ باران را بنامم سند زده ند
چ کسی جز تو خواهد فهمید ...
شاه ماهی مومن به عشق
قاصدک های عاصی و شرمسار را
هر شب با بوسه ای به دیارت رهسپار میکند ؟
آه...آه..
خسته م
فکرم...ذهنم....کلامت را ....حضورت را
آغوش ت را کم دارد
بیا و مثل آفتاب ....
سخاوت عشق را با دلم ....با دستانت تقسیم کن
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری