ای هماغوشِ رویای پر تکرارم
در فراموشی زمان ...
هر شب در پسِ سکوت و آرامشِ خیال
بی خبر از حسرتِ و نیاز
از لبانِ گرم و خاموشت شراب ناب مینوشم
تا هر صبح کمندِ خاطرم
دستانت...دل ت را به زنجیر بکشد
آسمان چشمانت عجب هوایی دارد
دلم را سخت هوایی کرده
زمستانِ یادت را بهاری کن
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری