با بهار وعده ای دوباره دارم
با هزاران جوانه به گُل نشسته
با قلم ....
ک ریشه های عشق را خط به خط
بر تقدیرم عاشقانه مینگارد
میدانم ....میدانم...
از پَسِ هر گام...
لحظات شیرین خواهند شکفت
و من در هر آغاز زیبا متولد میشوم
بوسه ها بدرقه راهت
ای بغضِ شکسته در گلو
از صفوفِ خسته غبار ک بازگردی
از نبودنم ....
حجابِ حوصله ت سر خواهد رفت
ک من آخرین عاشق از تبارِ قبیله عشق
آهنگ سرودن و تازه شدن
بر بسترِ رویاها را
بر گردِ خوشه های گندم طلایی
به دل سپرده سالیان دور خواهم سپرد
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری