هیچ کجای این زمین دوار مقصد نیست
دیگر چ فرقی میکند
اینجا یا هر کجای دیگرِ دنیا
وقتی از حریر نازک دل به تن عشق
جامه دلتنگی میبافم
وقتی اندیشه م
در وقت ملایم دقایق
غیبت ترا در جانم به عصیان میکشاند
وقتی تو را دوست میدارم
و انتهای بی پایان این " تو "
سایه به سایه
اضطراب نبودنت را به دلم طعنه میزند
مثل چرخش حروف
حول محور دلتنگی و حسرت
ک در تمام لحظات عمر
سرگیجه های حیرانی ش با من ست
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری