از هیبتِ و غرورِ تو انگار
اندیشه ای غریب
صبوری و نجابتِ شاه ماهیِ عشق را
به اشک و آه گره میزند
من همانم ....
همان تصویرِ ساده
همان کلامِ شیرین
ک واژه گانش در صحرای سوزان عشق
حرف به حرف
تنها و غریب جان میسپارند
و اما تو....
ن دلتنگی شب را خواهی فهمید
و ن حسد خورشید به غبار !
دلم گرفته ای عشق
" هوای گریه با من "
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری