دل ست دیگر ...
زبان نفهم و فراموشکار
آرامش نمیداند...نمیخواند
بهانه گیر و بی تاب
تو را ک میبیند
بی هوا آرزویت میکند
دستانت ...چشمانت...
اصلا تمامِ همهمه تو را !
هجوم احساسِ مرا بر تن ت تماشا کن
لبریز از شوقِ نیاز و وصال
از من جز جنونی و حسرتی چ مانده ؟!
ای سایه روشنِ هستیِ من ...
از شکوفه های کلام ...
بر دچاری م ...چاره ساز شو
برچسب:
نویسنده: نرگس طاهری